14/10/2025
معماری | هنر بیمسئله
وضع موجود: معماری ایران بیش از هر زمان دیگری گرفتار نوعی بیمسئلهگی شده است. بسیاری از پروژهها، بدون پرسش شکل میگیرند؛ بیآنکه ضرورتی در درونشان نهفته باشد یا بخواهند به موقعیتی خاص پاسخ دهند. بهجای آنکه هر اثر، زاییدهی مواجههای فکری با مکان، فرهنگ یا زیستبوم باشد، بدل شدهاند به تکرار الگوهایی آشنا که صرفاً درگیرِ نمایش، ظاهر و مصرفِ زیباییشناسیِ آماده شده است. معماری دیگر حاصل اندیشه نیست، بلکه محصولی برای مصرف کننده است؛ تصویری جذاب که باید سریع دیده و بهسرعت فراموش شود.
این وضعیت را میتوان از منظر جنبش پاپ آرت خواند. پاپ آرت در دههی ۱۹۶۰ میلادی پاسخی بود به جهانی که در آن، هنر نیز به کالایی مصرفی تبدیل شده بود. هنرمندانی چون اندی وارهول و ریچارد همیلتون، با نمایش قوطی سوپ، تصویر مریلین مونرو یا تبلیغات روزمره، جهان مصرفی را آینه کردند؛ اما نکته در همین «آینهکردن» بود؛ آنها آگاهانه از سطح، از تصویر و از تکرار استفاده کردند تا عمقِ بیعمقی را نشان دهند. پاپ آرت از بیمسئلهگیِ جامعهی مصرفی، مسئله ساخت.
در مقابل، بسیاری از آثار معماری امروز ما، بیآنکه از این آگاهی برخوردار باشند، صرفاً در سطحی مشابه حرکت میکنند. پروژههایی که در ظاهر جذاباند، اما از درون تهی؛ نه مسئلهای را مطرح میکنند و نه پاسخی میجویند. فرمها از مجلات و شبکههای اجتماعی میآیند، رنگها و مصالح بر اساس گرایش بازار انتخاب میشوند، و ساختمانها بیش از آنکه برای زیستن باشند، برای دیدهشدن ساخته میشوند. ما دیگر چیزی را تجربه نمی کنیم، فقط نشانه ها را بازتولید می کنیم. تکرارِ فرم های متعددِ مدرنِ بی پرسشْ و از همه مهمتر نمایش یک تصویر بهجای زیست یک فضا؛اینجاست که معماری به «قوطیهای سوپِ کمپبلِ» جدیدی بدل میشود: تصویری از زیباییهای مصرفی، بیآنکه خود به مصرفگرایی اعتراض کند.
(ادامه در بخش کامنت)