دیارم مجومرد

دیارم مجومرد Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from دیارم مجومرد, Home improvement, yazd. iran, Yazd.

بزرگترین مجموعه آبی جنوب‌شرق کشور در مجومردیزد بهره‌‌برداری می‌شود مدیر اجرایی و مالک بزرگترین مجموعه آبی جنوب‌شرق کشور ...
12/03/2014

بزرگترین مجموعه آبی جنوب‌شرق کشور در مجومردیزد بهره‌‌برداری می‌شود مدیر اجرایی و مالک بزرگترین مجموعه آبی جنوب‌شرق
کشور از بهره‌برداری این مجموعه با وسعت 7 هزار متر مربع خبرداد
ضمنا قابل توجه مردم فهیم ایران ضمن تبریک سال نودرتعطیلات عید 93ضمن استفاده از این مجموعه آبی وبازدید ازآثارتاریخی مجومرد از اسب سواری وشترسواری درکویر نیز لذت ببریدپایدارباشید.

09/04/2013

حدود شصت سال پیش یک آخوند به روستائی رسید.
با دیدن مسجد قدیمی آن روستا متوجه شد که مردم این روستا مسلمان هستند
و با خوشحالی به نزد کدخدا رفت و اعلام کرد که میتواند پیش نماز آن روستا باشد.
کدخدا که سالها بود نماز نخوانده بود و نماز جماعت را که اصولا در عمرش ندیده بود،
با خودش فکر کرد که اگر به این مرد روحانی بگویم که من نماز بلد نیستم که خیلی زشت است،
بنابراین بدون آنکه توضیحی بدهد، موافقت کرد.
همان شب او تمام اهالی را جمع کرد و برایشان موضوع آمدن پیش نماز را شرح داد
و در آخر گفت که قواعد نماز را بلد نیست و پرسید چه کسی از میان شما این قواعد را میداند؟
نگاه های متعجب مردم جواب کدخدا بود.
دست آخر یکی از پیرترین اهالی روستا گفت “تا آنجا که من میدانم برای مسلمان بودن لازم نیست خودت چیزی بلد باشی،کافیست هرکاری که پیش نماز کرد، ما هم تقلید کنیم”
با این راه حل، خیال همه اسوده شد و برای اقامه نماز به سمت مسجد قدیمی حرکت کردند.
مرد روحانی در جلوی صف ایستاد و همه مردم پشت سرش جمع شدند
آقا دستها را بیخ گوش گذاشت و زمزمه ای کرد، مردم هم دستها را بالا بردند
و چون دقیقا نمیدانستند آقا چه گفته است، هرکدام پچ پچی کردند
آقا دستها را پائین انداخت و بلند گفت الله اکبر، مردم هم ذوق زده از آنکه چیزی را فهمیدند فریاد زدند الله اکبر.باز آقا زیر لب چیزی خواند، مردم هم زیر لب ناله میکرند.
آقا دستهایش را روی زانو گذاشت و چیزی گفت، مردم هم دستهایشان را روی زانو گذاشتند
و ناله ای کردند، آقا دوباره سرپا شد و گفت الله اکبر، مردم هم سرپا شدند و فریاد زدند الله اکبر.
آقا به خاک افتاد و چیزهائی زیرلب گفت، مردم هم روی خاک افتادند و هرکدام زیر لب چیزی را زمزمه کردند.
اقا دو زانو نشست، مردم هم دو زانو نشستند.
در این هنگام پای آقا در میان دو تخته چوب کف زمین گیر کرد و ایشان عربده زدند آآآآآآآآخ،
مردم هم ذوق زده فریاد کشیدند آآآآآآآآآآخ
آخوند در حالی که تلاش میکرد خودش را از این وضعیت خلاص کند، خود را به چپ و راست می انداخت
و با دستش تلاش میکرد که لای دو تخته چوب را باز کند، مردم هم خودشان را به چپ و راست خم میکردند
و با دستانشان به کف زمین ضربه میزدند.
آخوند فریاد میکشید “خدایا به دادم برس” و مردم هم به دنبال او به درگاه خدا التماس میکردند.
آقا فریاد میکشید “ای انسانهای نفهم مگر کورید و وضعیت را نمیبینید؟”
مردم هم دنبال آقا همین عبارت را فریاد میزدند.
آقا از درد به زمین چنگ میزد و از خدا یاری میخواست، مردم هم به زمین چنگ زدند و از خدا یاری خواستند.
باری بعد از سه چهار دقیقه، آقا توانست خود را خلاص کند
و در حالیکه از درد به خود میپیچید، نگاهی به جمعیت کرد و از درد بی هوش شد.
جمعیت هم نگاهی به هم کردند و خود را روی زمین انداختند و آنقدر در آن حالت ماندند تا آخوند به هوش آمد.
آن مرد روحانی چون به این نتیجه رسید که به روستای اشتباهی آمده است، بدون توضیحی روستا را ترک کرد و رفت.
اما از آن تاریخ تا امروز مراسم نماز جماعت در آن روستا برقرار است
البته مردم چون ذکرهای بین الله اکبرها را متوجه نشده بودند، آنها را نمیگویند
در عوض مراسم انتهای نماز را هرچه با شکوه تر برگزار میکنند
و تا امروز دوازده کتاب در مورد فلسفه اعمال آخر نمازشان چاپ کرده اند.
البته انحرافات جزئی از اصول در آن روستا بوجود آمده و درحال حاضر آنها به بیست و دو فرقه تفکیک شده اند،
برخی معتقدند برای چنگ زدن بر زمین، کفپوش باید از چوب باشد، برخی معتقدند، چنگ بر هرچیزی جایز است.
برخی معتقدند مدت بیهوشی بعد از نماز را هرچقدر بیشتر کنی به خدا نزدیکتر میشوی
و برخی معتقدند مهم کیفیت بیهوشیست نه مدت آن.
باری آنها در جزئیات متفاوتند ولی همه به یک کلیت معتقدند
و آن این است که یک عده باید مرجع باشند و بقیه تقلید کنند

08/04/2013

خاتمی: حضورم در انتخابات منتفی است/ شعار انتخاباتی اصلاح طلبان از زبان خاتمی + تصاویر
یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار یزد رسا به تشریح جزئیات حضور خاتمی و هیئت همراه در اردکان پرداخت.
یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار یزد رسا در اردکان گفت: هفته پیش سید محمد خاتمی به همراه چهره های سرشناس کشوری همانند آیت الله موسوی بجنوردی، سید حسن خمینی به اردکان آمده و چند روزی را در خانه پدری خود سپری کردند. این منبع آگاه افزود: در این مدت نیز چهره های سرشناش استانی همانند تابش و محمد صدوقی (فرزند امام جمعه فقید یزد ) ، خاتمی را در اردکان تنها نگذاشته و همانند انتخابات پیشین او را همراهی می کردند.وی گفت: خاتمی در این مدت ، بدون توجه به نقش غیر قابل انکار خود و هم حزبی هایش در فتنه ۸۸ که منجر به شهادت چندین تن از جوانان شد به دیدار خانواده های معظم شهدا و پیشکسوتان انقلاب رفت و از بافت های تاریخی شهر اردکان بازدید کردند.وی خاطر نشان کرد: برخلاف افراد با سابقه سیاسی که در سفرهای خود به زادگاهشان حداقل یک دیدار عمومی با مردم شهر و دیدار خود دارند رئیس جمهور سابق کشورمان به دلیل آنچه مسائل امنیتی خوانده شد در مدت حضورشان در اردکان تنها با افرادی ملاقات داشت که از قبل تأییدیه ی اطرافیان خاتمی را گرفته بود.این منبع آگاه تصریح کرد: در یکی از دیدار هایی که به اصطلاح ملاقات عمومی(البته تحت تدابیر امنیتی)خوانده شد ، خاتمی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه ” آیا کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می شوید؟” گفت: گوشی های خود را خاموش کنید!

خاتمی بدون اشاره به اعتراف قبلی خود مبنی بر اقبال کمرنگ پنج درصدی ! از خود به دلیل سوء سابقه در انتخابات ۸۸ ادامه داد :با این اوضاع زندانی های سیاسی که نظام دارد،بنده وارد انتخابات نمی شوم و ورود من چیزی را درست نمی کند! بنابراین امید شما به خدا باشد!در پایان خاتمی گفت: “ما اصلاح طلبان برای ایران نگرانیم!” و این شعار اصلاح طلبان در انتخابات سال ۹۲ خواهد بود.این منبع آگاه عنوان کرد: بنده خود شخصاً در خصوص حضور خاتمی در انتخابات از وی سئوال پرسیدم که وی حضور خود را در انتخابات منتفی دانست.در صورت کاندیداتوری خاتمی ،با توجه به عملکرد وی و اصلاح طلبان در بحران های ایام انتخابات ۸۸ (فتنه ۸۸)،امکان تأیید صلاحیت وی از نظر اغلب کارشناسان سیاسی بسیار ضعیف می نماید.گفتنی است ، به دلیل رفتار متناقض خاتمی در اعلام کاندیداتوری ،در برخی از محافل از وی به عنوان : ” آقای میام ، نمیام” یاد می شود .

06/01/2013

ظالمان گاه نجات دهند گان ما هستند, زیرا ,چون در وادی تصمیم سرگشته شدیم, ما را بسر منزل یقین میرسانند.

02/01/2013

هیچکس نفهمیدکه خداهم تنهائیش رافریاد میزند(قل هوالله احد)

23/12/2012

در واپسین لحظه های پائیز درخت توت خانه مان برگ های به جامانده بردست هایش رابا وزش باد شدیدی به سرعت ریخت تا به زمستان ثابت کند بی ریاست!زمستان هم آمددل همه ما زمستان رادوست داردچون تنها فصلی از خداست که همه چیز بی ریاست واین تنها طراوت باران وسفیدی برف هست که به جامانده. آری تنها زمستان هست که بی ریا مانده وچقدر درد هست که دلهایمان بی ریایی زمستان را دوست دارد ولی خودش ریا می کند.

16/12/2012

روستای سرسبز حجت اباد علیا
حجت اباد علیا روستایی است که در دل رضوانشهر یزد (مجومرد)ودر جنب جعفر اباد واقع شده .
تاریخ احداث ان به اوایل دوران قاجار بر می گردد البته قبل از احداث ان توسط مرحوم حاج علی مجومردی روستایی باستانی بنام سفیل اباد در این ناحیه وجود داشته که بعلت نا معلومی در قرون گذشته از سکنه خالی شده بوده واکثریت ساکنین ان زرتشتی بوده اند.

روستای حجت اباد در فضایی واقع شده که یک طرف ان یعنی سمت جعفر اباد بلند تر از سمت دیگر ان می باشد وخانه های روستا هم در شیب این تپه ساخته شده .در حدود ۱۷۰سال قبل حاج علی مجومردی به همراه میرزا محمد مستوفی معروف به وزیر که عامل حکومت قاجار در استان یزد بود در این ناحیه دست به احداث قناتی میزنند وبا رو امدن اب قنات کشاورزان مجو مردی در انجا ساکن شده وزمینهای روستای متروک سفیل اباد را به زیر کشت میبرند.

در مظهر قنات توسط وزیر باغی بزرگ به مساحت ۱۲۰۰۰ متر به همره یک مجموعه ساختمان بنام باغ عمارت ساخته می شود

وجود کاوانسرا کالسکه خانه بازارچه حمام چاپارخانه اب انبار و... وهمچنین موقعیت جغرافیایی مناسب حجت اباد علیا این مجموعه را در قرون گدشته به مکانی پررونق مبدل میکند ساختمان اصلی باغ عمارت که امروزه نام انرا به باغ وزیر تغییر داده اند در سه طبقه به سبک زیبایی با اجر بنا شده وشامل سرسرا ایوان راهروهای چهارگانه گنبدی بلند هشتی اطاقهای بزرگ وپیش بخاری است که همگی با اجر تزیین شده است

بازارچه با دکانهای اهنگری غلافی بقالی واب انباری که کنار ان واقع شده پاسخگوی نیاز کاروانیان ومسافران خسته کویربوده

کارونسرای حجت اباد مجومردقرارگاه ووعده گاه کاروانهای متعددی بود که از کویر میگذشتند انان در این مکان به استراحت پرداخته وتجار وبازرگانان با مبادله کالاهای خودبا دیگر کاوانیان به راه خود ادامه می دادند زایرانی که از ابادیها وروستاهای اطراف قصد عزیمت به مشهد را داشتنداز این محل به عنوان وعده گاه خود استفاده می کردندتا پس ازچند روز بشکل کاروانی بزرگ از کویر عبور کنند

کالسکه خانه یک مکان اختصاصی برای اسب وکالسکه های وزیر وهمراهانش بودکه در گوشه این باغ بزرگ به چشم میخورد .چاپارخانه از دیگر قسمتهای این مجموعه دو سده پیش است

حمام کوره پز خانه ازدیگرقسمتهای این مکان باستانی مجومرد است که امروزه از زیر شنهای روان بیرون امده وحمام ان به نوبه خوددیدنی وشامل رختکن مدور صحن خزینه وتون می باشد در میان ساختمان اصلی باغ عمارت ودر مظهر قنات حوض سنگی بسیار زیبایی به ابعاد۵در ۳ وبه عمق ۲متر وجود داشته که پر از ماهیهای قزل الای رنگین کمان بوده ودارای ۳ فواره زیبا بوده .

مساحت ساختمان اصلی ۱۴۰۰ متر مربع میباشد وبه شماره ۱۸۳۷ در لیست اثار ملی ایزان به ثبت رسیده حدود ۱۰ سال پیش میزاث فرهنگی بودجه ای برای مرمت ان قرار داد ولی متاسفانه بطور کامل مرمت نشده وامروزه استفاده ای از ان نمیشود

روستای حجت اباد دارای ۲۰ خانوار جمعیت است وصحرای کشاورزی ان توسط کشاورزان پر تلاش رضوانشهری به زیر کشت می رود

16/12/2012

مشاهیر وبزرگان مجومرد
۱-شیخ احمد اسفنجردی مجومردی از علمای قرن هشتم اودر روستای اسفنجرد مجومرد ساکن بود که براثر ظلم جبار منطقه انزمان مجومرد به شهر یزد ومحله فهادان مهاجرت نمود وقبر او در ان محله قرار دارد.
۲- حسین بن ملا عبدالباقی مجومردی از علمای قرن نهم که کتابی تالیف ایشان در کتابخانه دانشکده الهیات دانشگاه تهران موجود است

۳-مرحوم حجه السلام حاج سید کاظم رضوی مجومردی

۴-حاجی کمال الدین مجومردی خیر قرن نهم هجری قمری که در خطه مجومرد زاده شد وکارهای خیر زیادی از خود به جا گذاشت ایشان بانی مسجد ریگ واسیاب ابی ریگ مجومرد و.... می باشد قبر ایشان در کنار مسجد ریگ واقع در رضوانشهر صدوق است

16/12/2012

مجومرد در زمان هخامنشیان
رمز ورازیست میان انسان وزمان
می ایند ومیگذرند ولحظه های یادشدنی را باد باخود میبردوخاطره های ماندگاردر یاد روزگار می ماند

نزدیک ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح قبایلی از نژاد قفقاز که ارین خوانده میشدنداز جنوب روسیه امروزی به جلگه وسیعی در جنوب کوچیدند که از ان پس ایران نامیده شد.

قبایل تازه وارد خود به ۳ شاخه تقسیم شدند

مادها در بخش عمده زاگرس مرطوب.(غرب وشمال غرب)ماندند ومرکز فرماندهی خود را اکباتان (همدان )قرار دادند

گروه دوم پارتها بوند که به مناطق شرقی ایران رفتند

گروه سوم پارسها به جنوب فلات ایران پیشروی کرند ودر منطقه ای بنام انشان یا پرسوناسش مستقر شدند

انها از میان خود امیری بنام هخامنش انتخاب کردند(جد کورش)اوبه همراه فرزندش پادشاهی کوچکی را بنیان نهاد وارمانهای بلندی در سر داشت

با بدنیا امدی کورش ودر سایه توانمندی و هوشیاری او جدایی سیاسی جغرافیایی اریاییها بعد از سالها به انجام رسیدوتمامی امپراتوریهای انزمان در برابرش از پا بدر امدندوکورش و ایران ماندگار شد .او کلیه سرزمینهای هندوماوراانهر وترکیه کنونی وسوریهو اردن وعراق وعربستانو ارمنستانو گرجستان تا دریای سیاه را فتح کرد

بعد از اوفرزندش کمبوجیه مصر را فتح کرد

بعد از مرگ کمبوجیه بردیای دروغین میخواست سلطنت را تصاحب کند که داریوش کبیر به همراه ۷ نفر از یارانش بر بردیا پیروز شدند واو را از بین بردند(نام این هفت تن در کتیبه بیستون امده)

داریوش بعد از رسیدن به پادشاهی حکومت کارمانیا(شامل جنوب شرق ومرکز ایران)را به پسر یکی از این ۷ تن (گوبرو)داد که مردونه (فرمانده لشکریان خشایار شاه هم بود)نام داشت مردونه پسری بنام مجامردونه داشت واین مجامردونه به ناحیه ایساتیس امد وشهر مجومرد را بنا نمود.

داریوش کبیر چندین سال حکومت کرد وایران را به قدرتمندترین کشور تا به حال تبدیل نمود او فردی با ایمان بود ونخستین انسانی است که در کتیبه خودکه حدود ۲۵۰۰ سال قبل نوشته شده خود را پیرو اهورا مزدا میداند ومیگوید به یاری او تمام دشمنانش را نابود نمود

فرزند داریوش یعنی خشایارشاه با لشکر یک میلیون نفری خود به اروپا حمله برد

افتخار ما این است که مجومرد در زمان داریوش کبیر بنا نهاده شد.

منبع غیر قابل انکاری که بر وجود مجومرد در زمان ساسانیان وجود دارد یکی از انها که در کهن ترین کتاب تاریخ یزد یعنی تاریخ جعفری اشاره شده مربوط به ساختن روستای فیروز اباد در زمان فیروز پادشاه ساسانی است که انرا به نام فیروز اباد مجومرد نام گذاری میکند واین نشان میدهد مجومرد در ان زمان ابادی قدیمی ومهمی بوده که یک روستای تازه تاسیس را بنام ان نام گذاری می کنند

منابع--کتابهای تارخ نگاران یونانی گزنوفن-توسیسیدوهردتوس هالیکارناسوسی

16/12/2012

گراز من نامه ای سویت نمی آید نرنج؛

هر چه را من می نویسم اشک پاکش می کند!!!!!

فصل چیدن انارداشت تمام میشد بارها مردانی آمدند وخواستند اناری که بردرخت باغ مانده بود بچینندولی انار محکم به درخت چسبیده بود وبافیس وافاده وتکبر بر شاخه بالایی درخت پادشاهی میکرد اجازه نمی داد هیچکس حتی نزدیکش هم بشه وتو دلش میگفت هیچ اناری از من خوش رنگ تر وآبدارتر نیست وهیچکس حتی به من دست هم نباید بزند چه برسد به خورده شدن پائیزآمده بوددرخت برگهایش داشت می ریخت انارباز هم میگفت من منتظر می مانم واجازه نمیدم مرابه راحتی ازجا بکنند یک روزدرب باغ باز شدجوانمردی چشم به درخت دوخت وانار رادیدلذت چیدن وخورده شدن انار اونو به طرف درخت برد با نوازش کردن انار می خواست اورا به آرامی بکندولی اناربا عصبانیت به مرد توهین کرد وگفت به من دست نزن مرد بیشتر اورا خواست چون فکر میکرد هیچ اناری اون نمیشه، از اون روزهر چه انار ازاومی خواست مرد برایش مهیا میکرد میگفت دست نزن مرد دست نمیزد می گفت برو پائین مردمی رفت پائین تر از جای او.میگفت گریه کن اوگریه می کرد میگفت عصبانیم ازت مرد دلش رو به دست می آورداز انارهی ناز از مردهی کشیدن ! انار مرد رو غلام خودش کرده بودیک روزمردبه خودش گفت این انار میوه شیرین وخوبیه من اینقدر بنده شکم هستم که فقط باید این انار خوش بر ورو روبخورم چشم به درختهای دیگر باغ انداخت دید وای چقدر انارهای دیگر هم هستند که داد میزنن بیا اینجا جوانمرد مارا بچین اونو بیخیال مرد به انار گفت بروم انار میگفت برو تا مرد می خواست بره انارشاخه درخت رابه پشتش می زدمیگفت این برگ اذیتم می کنداونو بچین.مرد بیچاره میان هوا وزمین مانده بود واینقدر بالاوپائین رفته بود ودستهایش را دراز کرده بود که فقط فکر فرار وخلاصی خودش از چنگال این اناررو داشت ولی دلش گیر کرده بود یک روز بهانه دستش افتاد یکی اومد توباغ مرد زیر درخت خودش رو به خواب زده بود اون مرد دستش رو به طرف انار برد وانار را لمس کردوگفت عجب انار شیرین وخوش برورویی انار هم بادی تو گلوش انداخت مرداززیردرخت بلندشدو گفت این انارمال منه انار گفت توچقدر ذهنت خرابه وقدیمی فکر میکنی دست دادن به یک مرد که گناه نداره مرد غیرتش گل کرد انار را جاگذاشت ورفت هی پشت سرش نگاه میکرد ببینه صداش میزنه شاخه به کمرش میزنه یا نه دید خبری نشد مرد نشست وگفت لعنت به تو شکم وزل زد به اناری که میخواست وحسرتش به دلش مونده بود انارای دیگه هی صداش میزدن بیا مارو بچین محل نمی ذاشت اون مرد عاشق اون انار شده بود رفت یک انار دیگه را بچینه توذهنش گفت من که برام هیچی اون انار نمیشه حداقل این انارها رو برایکی دیگه جابذارم بذار دست نخورده بمونن!مرد با خودش قسم یاد کرده بود تااون انار با التماس صداش نزنه دورش نره فقط نگاهش می کردزمستان رسید برگها ریخته شده بودند دیگه اناری به درختهای باغ نبود دوسه تا انار کوچیک وسربار مونده بودن به خودشون میگفتن ما که معیوب وپلاسیده بودیم کسی دورمون نمیومد این یکی که هنوزم خوش برورو هست چرا کسی اونو نچیده انار مغرور ظاهرش رو هرروز تمیزمی کرد ولی از درون رنگ باخته بود ودیگر طعمی نداشت بالاخره یک روز سردزمستون که برف همه جانشسته بود درب باغ باز شدیکی اومد وحشیانه رفت بالای درخت انار هر چی دادزد جوانمردمن بلندشو،منو نچین من صاحب دارم زیر اون درخت خوابیده فایده ای نداشت وهی فریاد میزد جوانمردم، مرد وحشی سر انار را بادندان کند ودید انار مزه ای نداره انداختش رو زمین ورفت مرد عاشق بیدار شد چشمش اون بالا بود دید انارش بالای درخت نیست بلند شد اطراف درخت چرخید دید انارافتاده ودیگه هیچ حس وحالی نداره غرورش تموم شده بود مرددست نوازش به سر انار کشیدوگریه میکرد میگفت چقدر بهت گفتم بذار من که میخوام بالذت بخورمت بچینمت نذاشتی انار گریست ودیگرحرفی نزد بغض گلوشو فشار می داد این مصیبت رو که خودش برسرخودش آورده بود ریخت تو خودش مرد ازروجوانمردیش اونو برد خونه، خواست بخوردش دلش ریش ریش شد انار رو روتاقچه اتاقش گذاشت روزا فقط میومد کنار تاقچه ودوتایی به هم زل میزدن وانار هی گریه میکرد ومیگفت منو ببخش درحقت بدی کردم مرد هرروز اونو میبوسیدوتمیزش میکردومیگفت اشکال نداره عشقم الان که با هم هستیم ولی تو دلش حسرت روز ای خوش ولذت خورده شدن انار مونده بود.
سیدرضاهاشمی مهرماه نودویک

10/12/2012

رضوان‌شهر نام یکی از شهرهای استان يزد می‌باشد كه نام آن قبلا مجومرد(majomerd) بوده و ريشه در زبان فارسي قديم دارد به معناي مرد جوياي محبت. اين شهر داراي تاريخي دو هزار ساله مي‌باشد. وسعت اين شهر 150 كيلومتر مربع است و نزديك به ده هزار نفر جمعيت دارد ودر 25 كيلو متري از شهر يزد واقع شده . اثار تاريخي اين شهر عبارت‌اند از 1-مسجد ريك : مسجدي است با 700سال قدمت كه تا 20 سال پيش در زير شنهاي روان مدفون بود وكسي از وجود ان خبر نداشت در سال 1370 بطور اتفاقي كشف شد اين مسجد تاريخي داراي 21 قبر كاشي كاري شده ميباشد كه مهمترين ان قبر سيد كما الدين وسيد جمال الدين ميباشد واين دو در سال 848 هجري قمري فوت نموده اند2-آتشكده زر تشتيان جعفر آباد مجومرد داراي ساختماني خشتي مال قبل از اسلام مي باشد و آتش آن حدود دو هزار سال روشن بوده‌است و هموطنان زرتشتي در آن به عبادت مي پردازند

10/12/2012

رضوان‌شهر نام یکی از شهرهای استان يزد نیز می‌باشد كه نام آن قبلا مجومرد(majomerd) بوده و ريشه در زبان فارسي قديم دارد به معناي مرد جوياي محبت. اين شهر داراي تاريخي دو هزار ساله مي‌باشد. وسعت اين شهر 150 كيلومتر مربع است و نزديك به ده هزار نفر جمعيت دارد ودر 25 كيلو متري از شهر يزد واقع شده . اثار تاريخي اين شهر عبارت‌اند از 1-مسجد ريك : مسجدي است با 700سال قدمت كه تا 20 سال پيش در زير شنهاي روان مدفون بود وكسي از وجود ان خبر نداشت در سال 1370 بطور اتفاقي كشف شد اين مسجد تاريخي داراي 21 قبر كاشي كاري شده ميباشد كه مهمترين ان قبر سيد كما الدين وسيد جمال الدين ميباشد واين دو در سال 848 هجري قمري فوت نموده اند2-آتشكده زر تشتيان جعفر آباد مجومرد داراي ساختماني خشتي مال قبل از اسلام مي باشد و آتش آن حدود دو هزار سال روشن بوده‌است و هموطنان زرتشتي در آن به عبادت مي پردازند

Address

Yazd. Iran
Yazd
8941786719

Telephone

09132525321

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when دیارم مجومرد posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to دیارم مجومرد:

Share